تبليغاتX
۩۞۩ قشنگترین عشق دنیا ۩۞۩

 

تصـــــــوير تصادفي
منوي كاربري

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

حضرت علی علیه السلام :

     اگر پارسیان اراده کنند می توانند ستارگان را به زمین بدوزند.   

لينك دوستان
چت با مدير
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو مطالب

هفته سوم دی 1388
هفته دوم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387

طراح قالب

کلیک کنید


Powered by:

blogfa.Com

 

 

<-BlogCustomHtml->
rss feed

.:: تابلوي اعلانات ::.

کلیک کنید

بنر سایت

 

      دل غمگینم

 

بازهم در دل غمگین خود؛ردپای درد

را احساس می کنم و قدمهایی که طنین موهم انگیز

جدایی را در سرم می پرورانند.

می ترسم،آری می ترسم که غریبه ای در شبی

تاریک و مهتابی او را از صندوقچه ی قلبم بدزدد،

می ترسم که آن شاهزاده ای غمگین قصه ی من

با تند بادی از کنارم برود.

به یاد دارم روزی راکه شاهزاده ی سواربراسب سپیدآرزوها

از جاده ی تنهایی من عبور کرد

و من از آن روز به دنبال او، رهسپارجاده ی تنهائیم.

ومن سردوبی روح،درگوشه ای پنهان در

عزلت وتنهایی شعر عشق راکه اوبادستان سبزش

به من هدیه داد،می نوازم وقصه تنهایی

دخترکی را  که تمام شب بوها می شناسندش

می خوانم.

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 20:22 | |

      چرا رنگ منی

 

 

    گفتم به گـل زرد ، چرا رنـگ منی؟               افسرده و دلتنگ چرا مثل منی؟

   من عاشق اویم که رنگم شده زرد                  تو عاشق کیستی که همرنگ منی؟

 

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 17:46 | |

      شب تنهایی های من

 

شبی تلخ
 
امشب شب سیاه تر از شبهای دیگر است

امشب من تنهاتر از همیشه ام
 
امشب بغضی نشسته است در گلوی من

امشب باز اشک باران است در چشم من

امشب باز بی پایان میشود

تا صبح سالها میشود

امشب دگر من بریده ام

دستم را ز دنیا کشیده ام
 
امشب جز مرگ در اندیشه ام

نخواهد امد هرگز فکر دگر

امشب شب شادی غم است

باز هم نوبت غم من است

امشب شراب غم را نوشیده ام

 غم را در وجود من دمیده اند

امشب مستم از شراب غم

 بی خود از خود و از برای غم

امشب دل از خویشان بریده ام

 در دل هیچ یک خود را ندیده ام

امشب گم گشته ام در دل تک تکشان

بارها خود را من جوئیده ام

امشب حرفها شنیده ام

با طعن وکنایه بشنیده ام

کوچولوی تنها

 

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 17:45 | |

      غمگین ترین غمگین شهر منم

 

چرا غم ها نمیدانند که من غمگین ترین غمگین شهرم


بیا ای دوست با من باش که من تنها ترین تنهای این شهرم

 

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 17:42 | |

      شبی با تو

 

دوست میدارم لحظه ای را که تو دست در دست من بگذاری

در شبی

با من بیاای

به دورترین نقطه دور در صحراهنگامی که شب ستاره باران است

ماه از پشت ابر سرک می کشد وما را نظاره گر است

نسیم میوزد

من در کنار تو

تو در کنار من

دنیا زیبا می شود شب زیبا میشود

اه لحظه لحظه لحظه لحظه ای که تو مرا در اغوش می کشی

و تن بی روح وجان مرا جان می دهی و لبان تشنه مرا سیراب

  می کنی

ماه از شرم پشت ابرها پنهان می شود

حال شب تاریک تر از شب می شود

اینک من جرات می کنم

در سکوت شب صحرا

بوسه ای بر تو زنم

 

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 17:41 | |

      بی تو میمیرم ...

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 14:21 | |

      عاشقانه آرام

 

حافظه، برای عتیقه کردن عشق نیست، برای زنده نگه داشتن عشق است. اگر پرنده را به قفس بیندازی، مثل این است که پرنده را قاب گرفته باشی. و پرنده قاب گرفته فقط تصور باطلی از پرنده است. عشق، در قاب یادها، پرنده ای ست در قفس. منت آب و دانه بر سر او مگذار و امنیت و رفاه را به رخ او نکش. عشق، طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب.
... زمانی زنی را می شناختم که پیوسته به مردش می گفت: "تو تمام خاطرات مشترکمان را از یاد برده ای. تو حتی از آن روزهای خوش
سالهای اول هم هیچ خاطره ای نداری. زندگی روزمره حافظه تو را تسطیح کرده است. تو قدرت تخیلت را به قدرت تأمین آتیه تبدیل کرده ای؛ البته آتیه ای که خاطرات خوش مشترکمان در آن کمترین جایی ندارد... تو مرا حذف کرده ای... حذف... " و مرد، صبورانه و مهربان جواب می داد: "نه... به خدا نه... من با خود تو زندگی می کنم نه با خاطرات تو... من تو را، به عینه، همینطور که روبه روی من ایستاده ای، یا پای شیر آب ظرف می شویی، یا برنج را دم می کنی، یا سیب زمینی پوست می کنی، یا لباس تازه ات را اندازه می کنی عاشقم نه آنطور که آنوقتها بودی. من تو را عاشقم نه خاطراتت را، و تو، چون مرا دوست نداری، به آن یک مشت خاطره_سنگواره های تکه تکه_ آویخته ای... " و سرانجام مرد عاشق، یک روز مرد، در حالی که همسرش را هنوز هم عاشق بود، و همسرش با اینکه پا به سن گذاشته بود، چهار ماه و چهارده روز بعد، با مرد جوانی عروسی کرد. مرد جوان از همان شب اول، نشست پای "تصویر نُما" و غرق در تماشای یک فیلم عاشقانه شد. مرد جوان، فقط به خاطر چنان رفاهی با زن در آمیخته بود، و البته به خاطر آنکه به تن احتیاج کور داشت. 

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 13:8 | |

      وداع

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 20:13 | |

      نگاه تو

 
 
از نگات ترانه من آب میشه
نباشی نقاشیهام خراب میشه
واسه اسکار طلا ترین نگاه
همیشه چشم تو انتخاب میشه

ماه به دستای تو بوسه میزنه
گوشه تو آسمونو میشکنه
همه فهمیدن که از برق نگات
اون بالا شهر ستاره روشنه

از تو بهتر مگه میشه پیدا
عشقت تو قصه مگه میشه جا
خوب میدونم اهل آسمونی
اگه بری زمین میشه تنها


از نگات ترانه من آب میشه
نباشی نقاشیهام خراب میشه
واسه اسکار طلا ترین نگاه
همیشه چشم تو انتخاب میشه

نازو لبخند صدات هارمونیه
نفست هزارو یک سمفونیه
اون ستاره هایی که کوچیکترن
همش از خدا میپرسن اون کیه

اون کیه که موهای رنگ شبش ابریشمه
اون کیه چرا همه دیوونشن یه عالمه
اون کیه هر چی براش گریه کنی بازم کمه
اون کیه چرا همه دیوونشن یه عالمه

از تو بهتر مگه میشه پیدا
عشقت تو قصه مگه میشه جا
خوب میدونم اهل آسمونی
اگه بری زمین میشه تنها
 
 
بغلم کن عشق خوبم بزار حس کنم تنتو
از حرارتت بمیرم بگیرم عطر تنتو
واسه من آغوش گرمت تنها جای امن دنیاست
ساز آشنای قلبت خوشترین آهنگ دنیاست
منو که بغل بگیری گم میشم تو شهر رویا
بند میاد نفس تو سینم مثل مجنون پیش لیلا
به تو شفاف و برهنه دل سپردم بی محابا
بغلم کن تا نمیرم بی تو،تو دستای سرما
مثل دامنه فرشته شب ما قدیس و پاکه
حتی ماه به حرمت ما،عاشقونه تر می تابه
بغلم کن عشق خوبم بزار آرامش بگیرم
سر بزرام روی شونت با نفسهات خو بگیرم
جز سر انگشتهای گرمت تن من عشقی ندیده
 

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 19:46 | |

      دوستت دارم

 

ای سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا طلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم

 

[+] نوشته شده توسط محسن جون در 18:39 | |

      مطالب پيشين
زیباترین زن زندانی در جهان !
عجب حکایتی داره این نکن نکنا آقا نکـــــــــــــــــــــــــــــــــن ...
سخت ترین سوالات کنکور چین ...
دستم را رها کن ...
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد ...
تازه‌ترین عكس‌ها از حضور شاکردوست و پورسرخ در فیلم تاریخی «حسن هدایت»
عکس های عشقولانه از بچه ها
زرنگ ترين پير زن دنيا !!!
آلبوم جدید و بسیار زیبای Timbaland به نام Presents Shock Value II
نيكي ما به ديگران ازائي ندارد ...
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود ...
آخرین دوستت دارم ...
دخترک ...
گفتم ...
عکسهایی زیبا از کودکان زیبا
عکسهایی بی نظیر از شبنم قلی خانی
خلاصه قسمت هفتادم افسانه جومونگ
خلاصه قسمت شصت و نهم افسانه جومونگ
ويژه نامه ولادت حضرت عباس (ع) سال 88
عکس های میترا حجار
عکس های کتایون ریاحی
عکس های الهام حمیدی
عکسهایی از مریلا زارعی در جشنواره فیلم برلین
عکس های هدیه تهرانی
خلاصه قسمت شصت و هشتم افسانه جومونگ
خلاصه قسمت شصت و هفتم افسانه جومونگ
خلاصه قسمت شصت و ششم افسانه جومونگ
خلاصه قسمت شصت و پنجم افسانه جومونگ
خلاصه قسمت شصت و چهارم افسانه جومونگ
عکس های ترانه علیدوستی